das Holzstückchen
تکههای کوچک چوب
Bedeutungen
1
قطعات کوچک و ریز بریده شده یا شکسته شده از چوب.
- Die Kinder sammelten kleine Holzstückchen für das Lagerfeuer.بچهها تکههای کوچک چوب برای آتش اردو جمع کردند.
- Achte darauf, dass keine Holzstückchen im Essen sind.مراقب باش که تکههای کوچک چوب در غذا نباشد.
- Der Tisch war mit feinen Holzstückchen bedeckt.میز با تکههای ریز چوب پوشیده شده بود.