das Holzstück
تکه چوب، قطعه چوب
Bedeutungen
1
بخشی جدا شده یا بریده شده از چوب.
- Er warf ein kleines Holzstück ins Feuer, um es anzuheizen.او تکه چوب کوچکی را در آتش انداخت تا آن را شعلهور کند.
- Das Kind spielte mit einem glatten Holzstück am Strand.کودک با تکه چوب صافی در ساحل بازی میکرد.
- Für das Kunstprojekt benötigten wir mehrere Holzstücke verschiedener Größen.برای پروژه هنری به چندین تکه چوب با اندازههای مختلف نیاز داشتیم.