der Holzstoß

Aussprache: /ˈhɔlt͡sˌʃtoːs/
Worttrennung: Holz·stoß
اسم

توده هیزم، کپه چوب

Bedeutungen

1

توده‌ای از چوب‌های بریده شده که معمولاً برای سوخت یا ساخت و ساز انبار می‌شود.

  • Der Holzstoß im Garten ist für den Winter bestimmt.توده هیزم در باغ برای زمستان در نظر گرفته شده است.
  • Wir müssen den Holzstoß noch höher aufschichten.ما باید توده هیزم را بلندتر بچینیم.
  • Ein großer Holzstoß kann viel Platz einnehmen.یک توده هیزم بزرگ می‌تواند فضای زیادی را اشغال کند.