der Honigtopf
تله عسل (مجازی)، ظرف عسل
Bedeutungen
1
به صورت مجازی، موقعیتی یا مکانی که جذابیت زیادی دارد و افراد را به سمت خود میکشاند، اما ممکن است خطرات یا مشکلات پنهانی داشته باشد؛ تلهای شیرین.
- Die hohe Rendite lockte viele Anleger in diesen finanziellen Honigtopf.بازدهی بالا بسیاری از سرمایهگذاران را به این تله مالی شیرین (Honigtopf) جذب کرد.
- Das Angebot klang verlockend, aber es war nur ein Honigtopf, um die Kunden zu binden.پیشنهاد وسوسهانگیز به نظر میرسید، اما فقط یک تله شیرین برای نگه داشتن مشتریان بود.
- Er geriet in den Honigtopf der Schulden und fand keinen Ausweg mehr.او در تله شیرین بدهی گرفتار شد و دیگر راه فراری پیدا نکرد.
2
ظرفی که عسل در آن نگهداری یا سرو میشود.
- Zum Frühstück gab es frisches Brot mit Butter und einen Honigtopf.برای صبحانه نان تازه با کره و یک ظرف عسل وجود داشت.
- Der Honigtopf auf dem Tisch war fast leer.ظرف عسل روی میز تقریباً خالی بود.
- Sie kaufte einen dekorativen Honigtopf auf dem Markt.او یک ظرف عسل تزئینی از بازار خرید.