die Honorigkeit
شرافتمندی، درستی، بزرگواری
Beispiele
- Ja, dass es bei der stadtbekannten ''Honorigkeit'' des Klienten geradezu als sicher gelten könne, dass es so war, gewesen sein musste.بله، اینکه با توجه به شرافتمندی معروف در شهرِ موکل، تقریباً میتوانست قطعی تلقی شود که قضیه اینگونه بوده و باید اینگونه میبوده است.