die Hornhaut

Aussprache: /ˈhɔrnˌhaʊ̯t/
Worttrennung: Horn·haut
اسم

۱. قرنیه (چشم) ۲. پینه، پوست سفت شده

Bedeutungen

1

لایه شفاف و بیرونی چشم که روی عنبیه و مردمک قرار دارد و به محافظت از چشم و تمرکز نور کمک می‌کند.

  • Eine Hornhauttransplantation kann das Sehvermögen wiederherstellen.پیوند قرنیه می‌تواند بینایی را بازیابی کند.
  • Die Hornhaut ist ein sehr empfindliches Organ.قرنیه عضوی بسیار حساس است.
  • Bei trockenen Augen kann die Hornhaut gereizt werden.در چشم‌های خشک، قرنیه می‌تواند تحریک شود.
2

لایه ضخیم و سفت شده پوست که در اثر فشار یا اصطکاک مکرر در نواحی خاصی از بدن مانند کف پا یا دست ایجاد می‌شود.

  • Nach dem langen Wandern hatte er dicke Hornhaut an den Füßen.پس از پیاده‌روی طولانی، او پینه‌های ضخیمی در پاهای خود داشت.
  • Die Hornhaut an den Händen schützt vor Verletzungen.پینه دست‌ها را از آسیب محافظت می‌کند.
  • Man kann Hornhaut mit einem Bimsstein entfernen.می‌توان پینه را با سنگ پا از بین برد.