das Hospital

Aussprache: /hɔspiˈtaːl/
Worttrennung: Hos·pi·tal
اسم

بیمارستان، آسایشگاه، درمانگاه

Bedeutungen

1

یک موسسه پزشکی که بیماران و مجروحان را برای درمان و مراقبت‌های پزشکی بستری می‌کند؛ بیمارستان.

  • Er musste nach dem Unfall ins Hospital gebracht werden.او مجبور شد پس از تصادف به بیمارستان منتقل شود.
  • Das Hospital verfügt über moderne medizinische Geräte.بیمارستان مجهز به تجهیزات پزشکی مدرن است.
  • Sie arbeitet seit vielen Jahren als Krankenschwester in diesem Hospital.او سال‌هاست که به عنوان پرستار در این بیمارستان کار می‌کند.