das Hospital
بیمارستان، آسایشگاه، درمانگاه
Bedeutungen
1
یک موسسه پزشکی که بیماران و مجروحان را برای درمان و مراقبتهای پزشکی بستری میکند؛ بیمارستان.
- Er musste nach dem Unfall ins Hospital gebracht werden.او مجبور شد پس از تصادف به بیمارستان منتقل شود.
- Das Hospital verfügt über moderne medizinische Geräte.بیمارستان مجهز به تجهیزات پزشکی مدرن است.
- Sie arbeitet seit vielen Jahren als Krankenschwester in diesem Hospital.او سالهاست که به عنوان پرستار در این بیمارستان کار میکند.