die Hostilität
دشمنی، خصومت
Bedeutungen
1
احساس یا رفتار خصمانه، دشمنی آشکار یا پنهان، یا حالت پرخاشگری و عداوت نسبت به شخص یا گروهی.
- Die Hostilität zwischen den beiden Nachbarn war offensichtlich.خصومت بین دو همسایه آشکار بود.
- Er spürte die Hostilität in der Stimme des Mannes.او دشمنی را در صدای مرد احساس کرد.
- Die politische Situation war von gegenseitiger Hostilität geprägt.وضعیت سیاسی تحت تاثیر خصومت متقابل بود.
2
در زمینه روابط بینالملل یا درگیریها، به اقدامات خصمانه یا جنگطلبانه اشاره دارد.
- Die Regierung verurteilte die militärischen Hostilitäten.دولت اقدامات خصمانه نظامی را محکوم کرد.
- Die anhaltende Hostilität führte zu weiteren Spannungen.دشمنی مداوم منجر به تنشهای بیشتر شد.
- Trotz der Hostilitäten gab es Versuche, einen Frieden auszuhandeln.علیرغم خصومتها، تلاشهایی برای مذاکره صلح وجود داشت.