der Hufabdruck
رد سم
Bedeutungen
1
اثری که سم حیوان، مانند اسب یا گاو، بر روی زمین نرم، گل یا برف باقی میگذارد.
- Wir sahen den Hufabdruck des Pferdes im Schlamm.ما رد سم اسب را در گل دیدیم.
- Der Hufabdruck war tief in den weichen Boden gedrückt.رد سم عمیقاً در زمین نرم فرو رفته بود.
- Die Spuren im Schnee zeigten einen deutlichen Hufabdruck.ردپاها در برف، رد سم واضحی را نشان میدادند.