der Hufabdruck

Aussprache: /ˈhuːpˌʔapdrʊk/
Worttrennung: Hu·f·ab·druck
اسم

رد سم

Bedeutungen

1

اثری که سم حیوان، مانند اسب یا گاو، بر روی زمین نرم، گل یا برف باقی می‌گذارد.

  • Wir sahen den Hufabdruck des Pferdes im Schlamm.ما رد سم اسب را در گل دیدیم.
  • Der Hufabdruck war tief in den weichen Boden gedrückt.رد سم عمیقاً در زمین نرم فرو رفته بود.
  • Die Spuren im Schnee zeigten einen deutlichen Hufabdruck.ردپاها در برف، رد سم واضحی را نشان می‌دادند.