der Hungerturm
برج گرسنگی (سیاهچال قلعه برای گرسنگی دادن زندانیان)؛ (عامیانه، شوخی) آدم قدبلند و لاغر
Bedeutungen
1
سیاهچالی در قلعهها که زندانیان را در آن گرسنگی میدادند.
- Der Hungerturm war ein gefürchteter Ort im alten Gefängnis.برج گرسنگی مکانی ترسناک در زندان قدیمی بود.
- Manche Ritter ließen ihre Feinde im Hungerturm verhungern.برخی از شوالیهها دشمنان خود را در برج گرسنگی از گرسنگی میکشتند.
- Die Geschichte erzählt von den Schrecken des Hungerturms.این داستان از وحشتهای برج گرسنگی میگوید.
2
به صورت عامیانه و شوخی، به فردی بسیار قدبلند و لاغر گفته میشود.
- Mit seinen langen Beinen wirkte er wie ein echter Hungerturm.او با پاهای درازش مانند یک برج گرسنگی واقعی به نظر میرسید.
- Der neue Schüler ist ein ziemlicher Hungerturm, aber sehr nett.دانشآموز جدید یک برج گرسنگی تمام عیار است، اما بسیار مهربان است.
- Pass auf, dass du nicht über den Hungerturm stolperst!مراقب باش که بر روی برج گرسنگی (آدم قدبلند و لاغر) تلوتلو نخوری!