der Imbissstand

Aussprache: /ˈɪmbɪsˌʃtant/
Worttrennung: Im·biss·stand
اسم

دکه اغذیه‌فروشی، غرفه ساندویچ

Bedeutungen

1

یک غرفه یا کیوسک که در آن غذاهای سریع و آماده مانند ساندویچ، هات‌داگ، یا کباب‌های کوچک فروخته می‌شود؛ مشابه Imbissbude اما گاهی کمی بزرگتر یا مدرن‌تر.

  • Der Imbissstand am Bahnhof verkauft leckere Currywurst.غرفه اغذیه‌فروشی در ایستگاه قطار، کاری‌ورست خوشمزه‌ای می‌فروشد.
  • Wir holten uns am Imbissstand etwas zu essen, bevor der Zug abfuhr.قبل از حرکت قطار، از غرفه ساندویچ مقداری غذا گرفتیم.
  • Dieser Imbissstand ist bekannt für seine frischen Pommes.این دکه اغذیه‌فروشی به سیب‌زمینی سرخ‌کرده تازه خود معروف است.