die Immobilität

Aussprache: /ˌɪmobiˈliːtɛːt/
Worttrennung: Im·mo·bi·li·tät
اسم

عدم تحرک، بی‌حرکتی

Bedeutungen

1

وضعیت یا حالت عدم حرکت، سکون، یا ناتوانی در جابجایی. این واژه می‌تواند به بی‌حرکتی فیزیکی یک شیء یا فرد، یا به عدم پیشرفت در یک موقعیت اشاره کند.

  • Die lange Immobilität im Bett kann zu Muskelabbau führen.عدم تحرک طولانی مدت در تخت می‌تواند منجر به تحلیل عضلانی شود.
  • Nach dem Unfall litt er unter starker Immobilität.پس از تصادف، او از بی‌حرکتی شدیدی رنج می‌برد.
  • Die Immobilität des Projekts frustrierte alle Beteiligten.عدم پیشرفت پروژه همه دست‌اندرکاران را ناامید کرد.