die Immobilität
عدم تحرک، بیحرکتی
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالت عدم حرکت، سکون، یا ناتوانی در جابجایی. این واژه میتواند به بیحرکتی فیزیکی یک شیء یا فرد، یا به عدم پیشرفت در یک موقعیت اشاره کند.
- Die lange Immobilität im Bett kann zu Muskelabbau führen.عدم تحرک طولانی مدت در تخت میتواند منجر به تحلیل عضلانی شود.
- Nach dem Unfall litt er unter starker Immobilität.پس از تصادف، او از بیحرکتی شدیدی رنج میبرد.
- Die Immobilität des Projekts frustrierte alle Beteiligten.عدم پیشرفت پروژه همه دستاندرکاران را ناامید کرد.