der Imperativsatz

Aussprache: /ɪmpəraˈtiːfˌzat͡s/
Worttrennung: Im·pe·ra·tivsatz
اسم

جمله امری

Bedeutungen

1

جمله‌ای که برای بیان دستور، خواهش، توصیه یا فرمان به کار می‌رود و معمولاً با فعل در حالت امری شروع می‌شود.

  • Der Lehrer gab den Schülern einen Imperativsatz zur Übung.معلم برای تمرین یک جمله امری به دانش‌آموزان داد.
  • Sei still!' ist ein typischer Imperativsatz.ساکت باش!' یک جمله امری معمول است.
  • In diesem Text finden sich viele Imperativsätze, die Anweisungen geben.در این متن جملات امری زیادی وجود دارد که دستورالعمل می‌دهند.