اسم
بداههپرداز، کسی که خوب میتواند از پس مشکلات برآید
جملات نمونه برای Improvisator:
„Er ist einer jener Faulpelze, die sich den Anschein zu geben verstehen, große ''Improvisatoren'' zu sein, aber ich glaube nicht einmal, daß er wirklich zu improvisieren versteht.“
«او یکی از آن تنبلهاست که وانمود میکنند بداههپردازان بزرگی هستند، اما من حتی فکر نمیکنم که او واقعاً بتواند بداههپردازی کند.»