اسم
نشانه، قرینه، مدرک غیرمستقیم
جملات نمونه برای Indiz:
Die ''Indizien'' in diesem Fall sprechen für einen Selbstmord.
نشانهها در این پرونده به نفع خودکشی هستند.
„Tatsächlich hat die Polizei viele ''Indizien'', die nahelegen, dass Abubaker C. der Mörder ist.“
در واقع پلیس نشانههای بسیاری دارد که نشان میدهد ابوبکر سی. قاتل است.