die Industriemacht

Aussprache: /ɪndʊsˈtʁiːˌmaχt/
Worttrennung: In·dus·trie·macht
اسم

قدرت صنعتی

Bedeutungen

1

کشور یا منطقه‌ای که دارای توانایی تولید صنعتی بالا و توسعه‌یافته است و نقش مهمی در اقتصاد جهانی دارد.

  • Deutschland ist seit langem eine führende Industriemacht in Europa.آلمان مدت‌هاست که یک قدرت صنعتی پیشرو در اروپا است.
  • Die wirtschaftliche Entwicklung hat das Land zu einer bedeutenden Industriemacht gemacht.توسعه اقتصادی این کشور را به یک قدرت صنعتی مهم تبدیل کرده است.
  • Die Konkurrenz zwischen den globalen Industriemächten nimmt zu.رقابت بین قدرت‌های صنعتی جهانی در حال افزایش است.