die Infanteriekolonne
ستون پیادهنظام
Bedeutungen
1
آرایشی از سربازان پیادهنظام که پشت سر هم در یک صف یا چند صف نزدیک به هم حرکت میکنند، معمولاً در زمان رژه یا جابجایی در میدان نبرد.
- Die Infanteriekolonne marschierte im Gleichschritt über den Platz.ستون پیادهنظام با گامهای هماهنگ از میدان عبور کرد.
- Während des Krieges bildeten Infanteriekolonnen oft das Rückgrat der Armee.در طول جنگ، ستونهای پیادهنظام اغلب ستون فقرات ارتش را تشکیل میدادند.
- Die Infanteriekolonne musste sich schnell in Sicherheit bringen.ستون پیادهنظام مجبور شد به سرعت به مکانی امن برود.