die Infantilität

Aussprache: /ɪnfantiliˈtɛːt/
Worttrennung: In·fan·ti·li·tät
اسم

رفتار کودکانه، بلوغ‌نیافتگی، ناپختگی

Bedeutungen

1

حالتی که فرد رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که متناسب با سن و بلوغ او نیست و بیشتر شبیه رفتار کودکان است؛ ناپختگی یا عدم بلوغ روانی.

  • Seine Infantilität machte ihn für die anspruchsvolle Position ungeeignet.کودکانه بودن رفتار او، وی را برای این موقعیت چالش‌برانگیز نامناسب می‌ساخت.
  • Trotz seines Alters zeigte er eine bemerkenswerte Infantilität in seinen Entscheidungen.با وجود سنش، او ناپختگی قابل توجهی در تصمیماتش نشان داد.
  • Die Infantilität des Charakters wurde im Theaterstück thematisiert.ناپختگی شخصیت در این نمایشنامه مورد بحث قرار گرفت.