infizieren
آلوده کردن، عفونی کردن، مبتلا کردن
Beispiele
- Der grippekranke Kollege ''infizierte'' die gesamte Belegschaft.همکار مبتلا به آنفولانزا تمام کارکنان را آلوده کرد.
- Offene Brandwunden sind ein idealer Nährboden für Bakterien und ''infizieren'' sich oft.سوختگیهای باز بستر مناسبی برای باکتریها هستند و اغلب عفونی میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(پزشکی) کسی یا چیزی را با میکروب، ویروس یا بیماری آلوده کردن.
- Das Virus kann viele Menschen infizieren.این ویروس میتواند افراد زیادی را آلوده کند.
- Er hat sich mit einer Erkältung infiziert.او به سرماخوردگی مبتلا شده است.
2
Akkusativ + mit + Dativ
(مجازی) کسی را با یک ایده، شور و شوق یا احساس خاصی تحت تأثیر قرار دادن.
- Seine Begeisterung infizierte das ganze Team.شور و شوق او تمام تیم را تحت تأثیر قرار داد.
- Sie infizierte ihn mit ihrer Liebe zur Musik.او او را با عشقش به موسیقی آلوده کرد (تحت تأثیر قرار داد).