اسم
ناشناس، هویت پنهان
جملات نمونه برای Inkognito:
„»Mahlhuber - Kommerzienrat Mahlhuber«, sagte er mit einer gewissen Art von Selbstbewußtsein, denn einem königlichen Beamten gegenüber hörte jedes ''Inkognito'' auf.“
««مالهوبر - مشاور بازرگانی مالهوبر»، او با نوعی اعتماد به نفس گفت، زیرا در برابر یک مقام سلطنتی، هر هویت پنهانی از بین میرفت.»