اسم
دستگاه انکوباتور، دستگاه پرورش نوزادان نارس، گرمخانه آزمایشگاهی
جملات نمونه برای Inkubator:
Die intensivmedizinische Betreuung in einem ''Inkubator'' gibt dem Frühchen Wärme, Schutz und Zeit für die Entwicklung.
مراقبتهای پزشکی ویژه در انکوباتور به نوزاد نارس گرما، محافظت و زمان برای رشد میدهد.
Wir kultivieren Essigsäurebakterien in einem zylinderförmigen ''Inkubator''.
ما باکتریهای اسید استیک را در یک انکوباتور استوانهای کشت میدهیم.
In ''Inkubatoren'' geschlüpfte Fischlarven werden später im See ausgesetzt.
لاروهای ماهی که در انکوباتورها سر از تخم درآوردهاند، بعداً در دریاچه رها میشوند.