die Inländerin
زن تبعه کشور، زن اهل کشور
Bedeutungen
1
زنی که شهروند یا تبعه کشوری است که در آن زندگی میکند یا به آن اشاره میشود؛ در مقابل زن خارجی.
- Als Inländerin hat sie das Recht zu wählen.او به عنوان تبعه کشور، حق رأی دارد.
- Die Mehrheit der Bevölkerung ist Inländerin.اکثریت جمعیت، زن تبعه کشور هستند.
- Sie ist stolz darauf, eine Inländerin zu sein und ihre Kultur zu repräsentieren.او افتخار میکند که زن اهل این کشور است و فرهنگ خود را نمایندگی میکند.