اسم
امور داخلی اداره، خدمات درونسازمانی
جملات نمونه برای Innendienst:
Bei der Polizei gibt es sowohl Außen- als auch ''Innendienst.''
در پلیس هم خدمات بیرونی و هم خدمات درونسازمانی وجود دارد.
Er wurde wegen seiner Verletzungen vorübergehend in den ''Innendienst'' versetzt.
او به دلیل جراحاتش موقتاً به بخش اداری درون اداره منتقل شد.