der Insolvenzfall

Aussprache: /ɪnzɔlˈvɛnt͡sˌfal/
Worttrennung: In·sol·venz·fall
اسم

مورد ورشکستگی، حالت ورشکستگی

Bedeutungen

1

موردی که در آن یک فرد یا شرکت ورشکسته اعلام می‌شود و قادر به پرداخت بدهی‌های خود نیست.

  • Der Anwalt spezialisiert sich auf die Bearbeitung von Insolvenzfällen.این وکیل در رسیدگی به موارد ورشکستگی تخصص دارد.
  • Die Wirtschaftskrise führte zu einer Zunahme von Insolvenzfällen.بحران اقتصادی منجر به افزایش موارد ورشکستگی شد.
  • Jeder Insolvenzfall muss sorgfältig geprüft werden.هر مورد ورشکستگی باید به دقت بررسی شود.