اسم
نارسایی (پزشکی)، ناکارآمدی
جملات نمونه برای Insuffizienz:
Die ''Insuffizienz'' der Anlagenbetreiber war offensichtlich.
ناکارآمدی مدیران تاسیسات مشهود بود.
Wegen ''Insuffizienz'' der Leber wurde eine Transplantation erwogen.
به دلیل «نارسایی» کبد، پیوند عضو در نظر گرفته شد.
Die ''Insuffizienz'' des Schuldners bewog das Amtsgericht, auf Ausgleich zu drängen.
ناتوانی بدهکار، دادگاه را بر آن داشت تا بر تسویه حساب اصرار ورزد.