die Intensivtäterin
مجرم سابقهدار زن، تبهکار زن حرفهای
Bedeutungen
1
زنی که به طور مکرر و جدی مرتکب جرم شده و سابقهای طولانی در فعالیتهای مجرمانه دارد.
- Die Polizei fasste die Intensivtäterin nach monatelanger Fahndung.پلیس پس از ماهها تعقیب و گریز، آن مجرم سابقهدار زن را دستگیر کرد.
- Als Intensivtäterin wurde ihr eine längere Haftstrafe auferlegt.به عنوان یک مجرم سابقهدار، حکم زندان طولانیتری برای او صادر شد.
- Die Statistik zeigt, dass die Zahl der Intensivtäterinnen gestiegen ist.آمار نشان میدهد که تعداد مجرمان سابقهدار زن افزایش یافته است.