die Intensivtäterin

Aussprache: /ɪntɛnˈziːftaːtəʁɪn/
Worttrennung: In·ten·siv·tä·te·rin
اسم

مجرم سابقه‌دار زن، تبهکار زن حرفه‌ای

Bedeutungen

1

زنی که به طور مکرر و جدی مرتکب جرم شده و سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های مجرمانه دارد.

  • Die Polizei fasste die Intensivtäterin nach monatelanger Fahndung.پلیس پس از ماه‌ها تعقیب و گریز، آن مجرم سابقه‌دار زن را دستگیر کرد.
  • Als Intensivtäterin wurde ihr eine längere Haftstrafe auferlegt.به عنوان یک مجرم سابقه‌دار، حکم زندان طولانی‌تری برای او صادر شد.
  • Die Statistik zeigt, dass die Zahl der Intensivtäterinnen gestiegen ist.آمار نشان می‌دهد که تعداد مجرمان سابقه‌دار زن افزایش یافته است.