اسم
علاقهمند (زن)؛ خریدار بالقوه (زن)
جملات نمونه برای Interessentin:
Es gibt sicher eine Menge ''Interessentinnen'' für Car-Sharing.
مطمئناً تعداد زیادی علاقهمند زن برای اشتراک خودرو وجود دارد.
An der Eingangstür steht eine nette Dame, die ''Interessentinnen'' direkt zu den Verkaufsräumen begleitet.
کنار درب ورودی یک خانم مهربان ایستاده است که علاقهمندان زن را مستقیماً به اتاقهای فروش همراهی میکند.
Nach der ersten Kontaktaufnahme muss die ''Interessentin'' einen schriftlichen Lebenslauf abgeben.
پس از اولین تماس، علاقهمند زن باید یک رزومه کتبی ارائه دهد.