اسم
شهود، حس درونی
جملات نمونه برای Intuition:
Seiner ''Intuition'' folgend, setzte Paul beim Roulettespiel auf die richtige Zahl und strich einen hohen Gewinn ein.
پاول با پیروی از حس درونی خود، در بازی رولت روی عدد درست شرط بست و سود کلانی به دست آورد.
„Offenbar haben Sie als Muttersprachler ''Intuitionen'' über Regularitäten, was es unwahrscheinlich macht, daß die gesamte Information zu einem Wort in eine Liste eingetragen werden muß.“
«ظاهراً شما به عنوان یک فرد بومیزبان، شهودهایی درباره قاعدهمندیها دارید که این احتمال را بعید میسازد که تمام اطلاعات مربوط به یک واژه در یک فهرست ثبت شود.»