die Irrealität

Aussprache: /ɪʁealiˈtɛːt/
Worttrennung: Ir·re·a·li·tät
اسم

غیرواقعی بودن، توهم

Bedeutungen

1

حالتی که چیزی واقعی یا حقیقی به نظر نمی‌رسد؛ عدم تطابق با واقعیت.

  • Nach dem Unfall lebte er in einer Art Irrealität.پس از حادثه، او در نوعی عدم واقعیت زندگی می‌کرد.
  • Die künstliche Welt des Spiels erzeugte ein Gefühl der Irrealität.دنیای مصنوعی بازی، حس عدم واقعیت را ایجاد می‌کرد.
  • Manchmal fühlt sich die digitale Realität wie eine Irrealität an.گاهی اوقات واقعیت دیجیتال مانند عدم واقعیت احساس می‌شود.