die Irrenärztin
روانپزشک زن
Bedeutungen
1
پزشک زن متخصص در تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریهای روانی.
- Die Irrenärztin half vielen Patienten, ihre Probleme zu überwinden.روانپزشک به بسیاری از بیماران کمک کرد تا بر مشکلات خود غلبه کنند.
- Sie sprach mit ihrer Irrenärztin über ihre Ängste.او با روانپزشک خود در مورد ترسهایش صحبت کرد.
- Die Irrenärztin arbeitet in einer Klinik für psychische Gesundheit.روانپزشک در یک کلینیک سلامت روان کار میکند.