die Irreparabilität
غیرقابل تعمیر بودن، جبرانناپذیری
Bedeutungen
1
کیفیت یا حالتی که چیزی قابل تعمیر یا اصلاح نیست؛ غیرقابل جبران بودن.
- Die Irreparabilität des alten Geräts machte einen Neukauf notwendig.غیرقابل تعمیر بودن دستگاه قدیمی، خرید یک دستگاه جدید را ضروری کرد.
- Die Irreparabilität des Schadens war offensichtlich.غیرقابل تعمیر بودن خسارت آشکار بود.
- Er beklagte die Irreparabilität seiner Situation.او از جبرانناپذیری وضعیت خود ابراز تأسف کرد.