der Irrgarten

Aussprache: /ˈɪʁɡaʁtn̩/
Worttrennung: Irr·gar·ten
اسم

هزارتو، باغ پرپیچ‌وخم

Bedeutungen

1

باغ یا فضایی با مسیرهای پیچ‌درپیچ و متعدد که یافتن راه خروج از آن دشوار است.

  • Die Kinder amüsierten sich im großen Irrgarten des Parks.بچه‌ها در هزارتوی بزرگ پارک سرگرم شدند.
  • Wir haben uns im Irrgarten fast verirrt.ما تقریباً در هزارتو گم شدیم.
  • Der alte Adelige ließ einen kunstvollen Irrgarten anlegen.اشراف‌زاده پیر دستور داد یک هزارتوی پرکار ساختند.
2

به صورت مجازی، موقعیتی پیچیده و گیج‌کننده که در آن یافتن راه حل یا درک موضوع دشوار است.

  • Die Bürokratie kann ein wahrer Irrgarten sein.بوروکراسی می‌تواند یک هزارتوی واقعی باشد.
  • Er fühlte sich in den komplizierten Regeln des Spiels wie in einem Irrgarten.او در قوانین پیچیده بازی احساس می‌کرد در یک هزارتو است.
  • Die Suche nach der Wahrheit war ein langer Irrgarten.جستجو برای حقیقت یک هزارتوی طولانی بود.