der Irrwisch

Aussprache: /ˈɪʁvɪʃ/
Wortzerlegung: Irr·wisch
اسم

کودک پرجنب‌وجوش و بی‌قرار یا شخصی سبک‌سر، ناپایدار و سطحی؛ همچنین پدیده‌ی نوری وهم‌آلود در طبیعت

Beispiele

  • Ich frage Sie, Freund, Sie sind ja halb und halb Pädagog, was sollen wir mit dem ''Irrwisch'' anfangen?دوست عزیز، شما که تا حدی مربی هستید، به من بگویید با این «کودک پرجنب‌وجوش» چه کار کنیم؟