der Italientourist

Aussprache: /iˈtaːli̯əntuˌrɪst/
Worttrennung: Ita·li·en·tou·rist
اسم

توریست ایتالیا، جهانگرد ایتالیا

Bedeutungen

1

شخصی که اهل ایتالیا است و به عنوان توریست به کشورهای دیگر سفر می‌کند.

  • Der Italientourist kaufte viele Souvenirs in Rom.توریست ایتالیایی در رم سوغاتی‌های زیادی خرید.
  • Wir trafen eine freundliche Italientouristin, die uns den Weg erklärte.ما با یک توریست زن ایتالیایی مهربان برخورد کردیم که راه را به ما نشان داد.
  • Der Reiseführer gab Tipps für den typischen Italientouristen.راهنمای تور نکاتی را برای توریست معمولی ایتالیایی ارائه داد.