die Jägermeisterin

Aussprache: /ˈjɛːɡɐˌmaɪ̯stərɪn/
Worttrennung: Jä·ger·meis·te·rin
اسم

همسر رئیس شکارچی، زن رئیس شکارچی

Bedeutungen

1

همسر یا زنِ رئیسِ گروهِ شکارچیان؛ در برخی فرهنگ‌ها یا سازمان‌های شکار، این عنوان به زنِ مسئول یا رهبر گروه نیز اطلاق می‌شود.

  • Die Jägermeisterin organisierte die Jagd für das Wochenende.همسر رئیس شکارچی، شکار آخر هفته را سازماندهی کرد.
  • Sie ist die Jägermeisterin des örtlichen Jagdvereins.او همسر رئیس شکارچی باشگاه شکار محلی است.
  • Die Jägermeisterin lud die Gäste nach der Jagd zum Essen ein.همسر رئیس شکارچی پس از شکار، مهمانان را به شام دعوت کرد.