der Jähzorn
تندخویی، زود از کوره در رفتن
Bedeutungen
1
خلق و خوی تند و عصبانی شدن ناگهانی و شدید، اغلب به دلایل جزئی.
- Sein Jähzorn machte die Zusammenarbeit schwierig.تندخویی او همکاری را دشوار میکرد.
- Er musste lernen, seinen Jähzorn zu kontrollieren.او باید یاد میگرفت که خشم ناگهانی خود را کنترل کند.
- Der Jähzorn des Mannes war berüchtigt.تندخویی آن مرد بدنام بود.