der Jagdzug

Aussprache: /ˈjaːktˌtsuːk/
Worttrennung: Jagd·zug
اسم

شکار، سفر شکار

Bedeutungen

1

سفری که با هدف شکار حیوانات وحشی ترتیب داده می‌شود؛ همچنین می‌تواند به خود عمل شکار اشاره داشته باشد.

  • Der Jagdzug in die Alpen war erfolgreich, sie erlegten ein Wildschwein.سفر شکار به آلپ موفقیت‌آمیز بود، آن‌ها یک گراز وحشی شکار کردند.
  • Der Jagdzug begann früh am Morgen.سفر شکار زود هنگام صبح آغاز شد.
  • Sie planten einen mehrtägigen Jagdzug in den Wald.آنها یک سفر شکار چند روزه به جنگل را برنامه‌ریزی کردند.