das Jahresmittel
میانگین سالانه، معدل سالانه
Bedeutungen
1
مقدار متوسط یک کمیت در طول یک سال.
- Das Jahresmittel der Niederschläge war in diesem Jahr deutlich höher.میانگین سالانه بارش در امسال به طور قابل توجهی بیشتر بود.
- Der Jahresmittel der Temperatur steigt langsam an.میانگین سالانه دما به آرامی در حال افزایش است.
- Wir berechnen das Jahresmittel der Verkaufszahlen.ما میانگین سالانه ارقام فروش را محاسبه میکنیم.