der Jahrmarkt
شهربازی موقت، بازار سالانه، جشن و سرور دورهگردی
Beispiele
- Ein Schauspieler?« wiederholte sie; »wohin sollte er gehen? Es ist noch nicht die Zeit des ''Jahrmarkts'' in Angoulême.یک بازیگر؟» او حرفش را تکرار کرد؛ «او به کجا باید برود؟ هنوز زمان بازار سالانه در آنگولم فرا نرسیده است.