die Jugendschöffin

Aussprache: /ˈjuːɡn̩tˌʃœfɪn/
Worttrennung: Ju·gend·schöf·fin
اسم

قاضی جوان (در دادگاه اطفال)، عضو هیئت منصفه جوان (مونث)

Bedeutungen

1

شکل مونث "Jugendschöffe"؛ زنی که در دادگاه‌های مربوط به جرایم نوجوانان به عنوان قاضی یا عضو هیئت منصفه خدمت می‌کند.

  • Die Jugendschöffin brachte eine neue Perspektive in den Prozess.قاضی جوان (مونث) دیدگاه جدیدی را به روند دادرسی آورد.
  • Sie wurde zur Jugendschöffin ernannt, um junge Menschen zu unterstützen.او به عنوان قاضی جوان (مونث) منصوب شد تا از جوانان حمایت کند.
  • Die Jugendschöffin hörte sich die Aussagen der Zeugen aufmerksam an.قاضی جوان (مونث) اظهارات شهود را با دقت گوش داد.