der Juwelierladen
جواهر فروشی
Bedeutungen
1
یک فروشگاه که در آن جواهرات، سنگهای قیمتی، ساعتها و سایر اقلام تزئینی فروخته میشود.
- Er kaufte einen Verlobungsring in einem kleinen Juwelierladen.او یک حلقه نامزدی از یک جواهرفروشی کوچک خرید.
- Der Juwelierladen ist bekannt für seine exquisite Auswahl an Schmuck.این جواهرفروشی به خاطر مجموعه نفیس جواهراتش معروف است.
- Wir sind zufällig an einem schönen Juwelierladen vorbeigegangen.ما به طور اتفاقی از جلوی یک جواهرفروشی زیبا رد شدیم.