der Kahn
قایق تخت (مسطح)، بلم، کرجی، قایق پارویی
Bedeutungen
1
یک قایق کوچک و معمولاً تخت که اغلب با پارو حرکت داده میشود و برای عبور در آبهای کمعمق یا رودخانهها استفاده میشود.
- Wir ruderten mit einem kleinen Kahn über den See.ما با یک قایق کوچک روی دریاچه پارو زدیم.
- Der Fischer wartete in seinem Kahn auf den richtigen Moment.ماهیگیر در قایقش منتظر لحظه مناسب بود.
- Ein alter Kahn lag am Ufer des Flusses vertäut.یک قایق قدیمی در ساحل رودخانه بسته شده بود.
2
نوعی قایق سنتی یا تاریخی که در مناطق خاصی استفاده میشود.
- In Venedig sind Gondeln eine Art von Kahn.در ونیز گوندولاها نوعی قایق هستند.
- Der Kahn wurde traditionell für den Transport von Waren auf dem Kanal genutzt.این قایق به طور سنتی برای حمل کالا در کانال استفاده میشد.
- Touristen mieten oft einen Kahn, um die Spreewiesen zu erkunden.گردشگران اغلب برای گشت و گذار در تالابهای اشپری یک قایق اجاره میکنند.