der Kahn

Aussprache: /kaːn/
Worttrennung: Kahn
اسم

قایق تخت (مسطح)، بلم، کرجی، قایق پارویی

Bedeutungen

1

یک قایق کوچک و معمولاً تخت که اغلب با پارو حرکت داده می‌شود و برای عبور در آب‌های کم‌عمق یا رودخانه‌ها استفاده می‌شود.

  • Wir ruderten mit einem kleinen Kahn über den See.ما با یک قایق کوچک روی دریاچه پارو زدیم.
  • Der Fischer wartete in seinem Kahn auf den richtigen Moment.ماهیگیر در قایقش منتظر لحظه مناسب بود.
  • Ein alter Kahn lag am Ufer des Flusses vertäut.یک قایق قدیمی در ساحل رودخانه بسته شده بود.
2

نوعی قایق سنتی یا تاریخی که در مناطق خاصی استفاده می‌شود.

  • In Venedig sind Gondeln eine Art von Kahn.در ونیز گوندولاها نوعی قایق هستند.
  • Der Kahn wurde traditionell für den Transport von Waren auf dem Kanal genutzt.این قایق به طور سنتی برای حمل کالا در کانال استفاده می‌شد.
  • Touristen mieten oft einen Kahn, um die Spreewiesen zu erkunden.گردشگران اغلب برای گشت و گذار در تالاب‌های اشپری یک قایق اجاره می‌کنند.