das Kalb
گوساله، بچه حیوان
Bedeutungen
1
نوزاد یا بچه حیوان ماده از خانواده گاوسانان (Bos taurus)، به ویژه گاو.
- Das Kalb trinkt Milch von seiner Mutter.گوساله از مادرش شیر مینوشد.
- Der Bauer zog ein junges Kalb auf.کشاورز یک گوساله جوان را بزرگ کرد.
- Das Fleisch vom Kalb ist sehr zart.گوشت گوساله بسیار لطیف است.
2
به طور کلی، بچه حیوانات دیگر مانند گوسفند یا فیل در برخی زبانها یا گویشها.
- Manchmal wird auch das Jungtier eines Schafes als Kalb bezeichnet.گاهی اوقات بچه حیوان گوسفند نیز به عنوان گوساله نامیده میشود.
- In alten Texten kann 'Kalb' auch für andere junge Säugetiere stehen.در متون قدیمی، 'گوساله' میتواند به معنای سایر پستانداران جوان نیز باشد.
- Das kleine Elefantenkalb tapste hinter seiner Mutter her.گوساله فیل کوچک پشت مادرش راه میرفت.