das Kälblein
گوساله کوچک، بچه گاو
Bedeutungen
1
شکل کوچک و اغلب دوستداشتنی از کلمه 'Kalb' به معنی گوساله؛ بچه گاو.
- Die Kuh schützt ihr Kälblein sorgsam.گاو با دقت از گوساله کوچکش محافظت میکند.
- Auf der Weide sprang ein fröhliches Kälblein herum.در مرتع، یک گوساله کوچک شاد میپرید.
- Das Kälblein trank gierig Milch von seiner Mutter.گوساله با ولع از مادرش شیر مینوشید.