der Kältetoter
قربانی سرما، کسی که از سرما مرده است
Bedeutungen
1
شخصی که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض سرما یا دمای بسیار پایین جان خود را از دست داده است.
- Der Bergsteiger wurde leider als Kältetoter im Schnee gefunden.متأسفانه کوهنورد به عنوان قربانی سرما در برف پیدا شد.
- Die Rettungskräfte konnten den Kältetoten nicht mehr reanimieren.نیروهای امدادی نتوانستند قربانی سرما را احیا کنند.
- Die Zahl der Kältetoten steigt im Winter oft an.تعداد قربانیان سرما در زمستان اغلب افزایش مییابد.