das Kämmerchen

Aussprache: /ˈkɛmɐçən/
Worttrennung: Käm·mer·chen
اسم

اتاقک کوچک، انباری کوچک

Bedeutungen

1

یک اتاق بسیار کوچک، که اغلب برای نگهداری وسایل یا به عنوان انبار استفاده می‌شود.

  • Er lagerte seine alten Bücher in einem kleinen Kämmerchen unter der Treppe.او کتاب‌های قدیمی‌اش را در یک اتاقک کوچک زیر پله انبار کرد.
  • Das Kämmerchen diente als Abstellraum für Gartengeräte.این انباری کوچک به عنوان محل نگهداری ابزار باغبانی استفاده می‌شد.
  • Sie fand ein verstecktes Kämmerchen hinter dem Kleiderschrank.او یک اتاقک مخفی پشت کمد لباس پیدا کرد.