das Käsebrötchen

Aussprache: /ˈkɛːzəˌbrøːtçən/
Worttrennung: Kä·se·bröt·chen
اسم

نان پنیری، نان گرد با پنیر

Bedeutungen

1

یک نوع نان گرد کوچک که روی آن پنیر ریخته شده یا در خمیر آن پنیر به کار رفته است.

  • Ich hätte gerne ein warmes Käsebrötchen zum Kaffee.من یک نان پنیری گرم برای قهوه‌ام می‌خواهم.
  • Das Käsebrötchen war leider schon ausverkauft.متأسفانه نان پنیری قبلاً تمام شده بود.
  • Kinder mögen oft ein einfaches Käsebrötchen als Snack.کودکان اغلب یک نان پنیری ساده را به عنوان میان‌وعده دوست دارند.