der Käseladen
پنیرفروشی (مغازهای که پنیر فروخته میشود)
Bedeutungen
1
مغازهای که به طور تخصصی انواع پنیر را برای فروش عرضه میکند.
- Wir haben einen neuen Käseladen in der Stadt eröffnet.ما یک پنیرفروشی جدید در شهر افتتاح کردیم.
- Im Käseladen gibt es über hundert verschiedene Käsesorten.در پنیرفروشی بیش از صد نوع پنیر مختلف وجود دارد.
- Sie kaufte ein Stück würzigen Käse im lokalen Käseladen.او تکهای پنیر تند را از پنیرفروشی محلی خرید.