der Käseladen

Aussprache: /ˈkɛːzəˌlaːdn̩/
Worttrennung: Kä·se·la·den
اسم

پنیرفروشی (مغازه‌ای که پنیر فروخته می‌شود)

Bedeutungen

1

مغازه‌ای که به طور تخصصی انواع پنیر را برای فروش عرضه می‌کند.

  • Wir haben einen neuen Käseladen in der Stadt eröffnet.ما یک پنیرفروشی جدید در شهر افتتاح کردیم.
  • Im Käseladen gibt es über hundert verschiedene Käsesorten.در پنیرفروشی بیش از صد نوع پنیر مختلف وجود دارد.
  • Sie kaufte ein Stück würzigen Käse im lokalen Käseladen.او تکه‌ای پنیر تند را از پنیرفروشی محلی خرید.