der Käseliebhaber

Aussprache: /ˈkɛːzəˌliːpˌhaːbɐ/
Worttrennung: Kä·se·lieb·ha·ber
اسم

علاقه‌مند به پنیر

Bedeutungen

1

شخصی که از خوردن و لذت بردن از پنیر بسیار استقبال می‌کند.

  • Als Käseliebhaber probierte er sofort den neuen Gouda.او به عنوان علاقه‌مند به پنیر، بلافاصله گودای جدید را امتحان کرد.
  • Der Markt bietet eine große Auswahl für jeden Käseliebhaber.این بازار برای هر علاقه‌مند به پنیر، انتخاب بزرگی را ارائه می‌دهد.
  • Sie ist ein wahrer Käseliebhaber und kennt viele Sorten.او یک علاقه‌مند واقعی به پنیر است و انواع زیادی را می‌شناسد.